آقای زیباکلام

 چه کسانی تندروی و افراطی گری را در کشور شروع کردند!؟

مدتی است که بحث بر سر مقابله با افراطی گری در کشور بر روی زبان هاست.

در این میان عده ای به برخی مصداق ها در افراطی گری گروه ها و احزاب اشاره می کنند که شاید از دایره انصاف خارج باشد.

وقتی تاریخ را بررسی می کنیم و دنبال روند شروع برخی از قضایا می گردیم به نکات جالب توجهی می رسیم.

برای نمونه وقتی به دنبال شروع جریان های افراطی گری در تاریخ کشور می گردیم به دوران نخست ریاست جمهوری آقای خاتمی می رسیم.

یعنی پایه گذاری حمله به افراد برجسته کشوری در سطوح مختلف ،در دوره ی اول اصلاحات شروع می شود.

آیت ا... هاشمی رفسنجانی اولین فردی است که به شدت از طرف شخصیت های مختلف و برجسته اصلاحات از جمله سعید حجاریان مورد حمله قرار می گیرد.

سعید حجاریان از چهره های امنیتی سابق کشور که برخی او را از "نظریه پردازان جبهه اصلاحات" نیز می دانند، در دوران اصلاحات عضو شورای شهر تهران، مشاور سیاسی رئیس جمهور وقت و مدیر مسئول روزنامه صبح امروز بود.

ˈمهندس باهنر نایب رئیس مجلس شورای اسلامی نقل می کند "در زمان انتخابات مجلس ششم سعید حجاریان به من پيغام داد که آيت ا... هاشمي رفسنجاني را از سرليست خود برداريد، در غير اين صورت نمي گذاريم رأي بياوريد؛ و اين در مرام ما هم نبود که اين کار را انجام دهيم و آن چنان آيت ا... هاشمي رفسنجاني را تخريب کردند که نه تنها وي، بلکه ما هم رأي نياورديم. همچنین تخريب آيت ا... هاشمي رفسنجاني از چهار سال نخست دولت خاتمي آغاز شد و ادامه يافت، تندروهاي اصلاح طلب آقاي هاشمي رفسنجاني را زير سرپنجه موشک هاي خود قرار دادند."

صادق زیباکلام ،هر چند در سال 78 نیز حامی آقای هاشمی بود ،همزان با جو تندی که مطبوعات ایجاد کرده بودند او را نیز به انتقاد از هاشمی می کشاند:
"هاشمی رفسنجانی هیچ گامی برای توسعه سیاسی و آزادی‌های مطبوعات و اجتماعات برنداشته است. به نظر من علت اول آرای کم ایشان، نحوه عملکرد آقای هاشمی در هشت سالی است که زمام امور ریاست جمهوری کشور را در دست داشته است. البته عملکرد ایشان در قبل از آن هشت سال اهمیت دارد. دلیل دیگر به نوع گفتمان آقای هاشمی که ایشان همواره به خصوص نسبت به مخالفین خود از آن استفاده کرده‌اند، باز می‌گردد. گفتمان او بر این پایه استوار است که من هر چه کرده‌ام درست بود و منتقدان و مخالفان من اشتباه می‌کنند و باید خود را درست کنند. حالت تفاخر گونه‌ای که من هر چه می‌کنم درست است و مخالفان بر اثر عناد ورزی یا عدم توجه نادرست می‌گویند، این نوع برخورد نگاه از بالا به نظر من علت دوم بود. دلیل سوم نیز جوی بود بخصوص در چند ماه اخیر توسط روزنامه نگاران دوم خردادی پدید آمد. جو پدید آمده فضایی یک طرفه بود که نتیجه آن در کنار پیشینه قبلی، آقای هاشمی را به عنوان نماد و سمبل خرابی‌های بیست سال گذشته معرفی کرد. برخی از دوم خردادی‌ها جوی را درست کردند که گویا تاکنون هیچ کس مسئولیتی نداشته است و همه چیز برگردن آقای هاشمی است. ( پیام آزادی، 7/12/78)"

همچنین عباس عبدی و اکبر گنجی نیز جزو شخصیت های مشهوری بودند که به شدت آقای هاشمی را مورد حمله قرار دادند.

بدین ترتیب جریان حمله به افراد و تندروی ها و افراطی گری ها در کشور توسط جریان اصلاحات و شخصیت های برجسته آن ها بدعت گذاشته شد و قبل از آن در تاریخ انقلاب اسلامی سابقه ای از این دست وجود نداشت.

این نوع تندروی ها فقط به اشخاص برجسته نظام منتهی نشد و به سایر بخش ها و ارگان های رسمی کشور و دین و مذهب رسمی کشور و در برخی موارد ائمه اطهار  نیز کشیده شد.

در این رابطه نگاه به آرشیو روزنامه های زنجیره ای که در برهه ای به چالشی برای کشور تبدیل شدند بیشتر از هر چیز می تواند بیانگر موضع تندروی و افراطی گری باشد.