وقتی دلم آدم می گیرد...

 

انگار گرفتن دل همیشگی است و تمامی ندارد.... دل آدمی دوست دارد بهانه ای پیدا کند برای گرفتن و کسی نازش را بکشد و بگوید چرا گرفته ای!!!؟

انگار دل آدم وقت هایی دلش نمی خواهد جواب آدم را بدهد و حرف گوش کند و باید کس دیگری به صحبت با او بنیشیند....

بی انصاف وقتی بگیرد بدجور می گیرد ،دلم را می گویم، به حرفم کاری ندارد و فقط نشستن و نوشتن در این وبلاگ (که انصافا خوب شنونده ای است) آرامش می کند.

بعضی وقت ها این وبلاگ را بیشتر از من دوست دارد ،البته حق هم دارد هرچه می خواهد می گوید و وبلاگ هم تا آخر با دقت گوش می کند و گوش می کند....

وقتی می گیرد انگار اجازه نمی دهد من نازش را بخرم و آرامش کنم ، بعضی وقت ها زمزمه می کند ناز من را بهتر از تو باید بخرد...البته راست هم میگوید....تقصیر خودم هست آخر.... از بچه گی بلندپرواز بارش آورده ام...

حالا دیگر از دستم خارج شده و صاحب می خواهد...

 وچه خوب صاحبی ست...

 

توفان به روایت نوح...

 

مروری بر وقایع فتنه 88

 

 

 پ.ن:

منبع hodat.ir (حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان)