یک شب به یادماندنی
سشنبه ۲۱ آذر قراره ساعت ۵:۳۰ جلسه شورا باشه. آخرین جلسه شورا که بنده دبیرم.
خب برا آخرین جلسه شورا باید کلی حرف آماده کرد. روند یکسال رو بررسی کرد .اینکه کجابودیم و کجا هسنیم و کجا باید بریم و خیلی حرافای دیگه که فقط جاشون توی جلسه آخره ولی خب دیگه دیگه.
ازچند روز قبل جلسه یه حرکتای غیرعادی میدیدم تا اینکه یک روز قبل جلسه یه نفر یه سوتی در مورد برنامشون داد ولی من خیلی اهمیت ندادم چون اونقدر کار داشتم که برام مهم نبود.
دوباره رفتارای مشکوک خیلی ها دیگه داشت جلسشون رو لو میداد ولی من همچنان به جلسه شورا فکر میکردم.
موقع جلسه دیدم بله دوستان کاری به جلسه شورا ندارن و از قرار معلوم یه جلسه برا بنده گرفتن تا تقدیر و تشکر کنن. منم خب که با این اخلاقم یه کم اخمو تخم کردم ولی زود تمومش کردم.
خیلی کارشون برام ارزشمنده (البته از اینکه هیچ وقت متوجه اهمیت جلسه شورا نبودند و نشدند ناراحتم که تو دو جا نمود خودشونو نشون دادند از این عدم اهمیت) و از تک تکشون تشکر میکنم واقعا کارشون و جشنشون برام ارزش داره . روحمو شاد کردن.
باورم نمیشد اینقدر خلاق و نو آور باشن.(تو دلم میگفتم اگه تو اجرای برنامه های دفتر هم همینقدر فکر میکردید و خلاقیت به خرج میداد خیلی خوشحال تر میشدم) خلاصه خیلی جشن خوب و به یاد ماندنی بود.
همشون زحمت کشیده بودن و با تمام وجود برا اون جلسه فکر و کار کرده بودن .دست تک تکشون درد نکنه.
انگار همشون میخواستن بگن بابا به خدا ما نمیخوایم که شما ناراحت باشید و داریم همه کار میکنیم که مجموعه خوب پیش بره و دبیر تنها نباشه ولی خب...
منم یه عذر خواهی به همشن بدهکارم بابت رفتار بدم تو این یکی دوماه.
یه قاب بهم دادن که با دست خط خودشون روش یه سری از جمله های خودم و خودشونو نوشتن وامضا مو هم جعل کردن که خیلی دوستش دارم و هرشب که نگاش میکنم یاد اون شب میفتم.
اون شب کلی خاطره گفتن و ازم تعریف کردن. انگار فقط از من خوبی دیده بودن ولی این حرفا از بزرگواریشون بود.
الانم وقتی فکر میکنم جلسه شورا رو بهم زدن یکم ناراحت میشم ولی خب دیگه زورشون میرسه.
یه فکری تو ذهنم هست که اذیتم میکنه و دعا میکنم که اشتباه فکر کنم ولی خب احتمال داره.
اینکه فکر استارت اون جلسه از کی بوده...
بازم ازشون تشکر میکنم و بابت کاستیهام عذرخواهی.
نمیدوم چی شده انگار این وبلاگ تنها مامن برای گفتن حرفای دلمه...
پ . ن:
شورا خیلی شورای خوب و همدلی بود.شاید جایی نظیر نداشته باشه و فکر کنم غیر قابل تکرار.
من خیلی مقصرم و نتونستم اونطوری که باید حقشونو ادا کنم .