مسأله ای که باید حل شود؟

در مورد یک مطلب می خواهم صحبت کنم که تو این چند وقته دیدم که یک معضل برا خیلی هاست.

بحث سر اینه که یک رفتگر میتونه بهتر باشه یا یک رئیس جمهور؟؟؟؟؟؟

فرض بر اینه که هم رفتگر و هم رئیس جمهور آدمای خوبی اند.

وقتی این سوالو از خیلی ها میرسی میبینی میگن رئیس جمهور.

چرا؟

چون رئیس جمهور میتونه خیلی به آدم ها خدمت کنه و خیلی از مشکلات رو حل کنه ولی رفتگر نمیتونه.

اینجا یک سوال مطره میشه که ملاک بهتر بودن مگه خدمته به انسان هاست؟

ملاک برتری انسانها تقواست.

و تمام کارهایی که ما انجام میدیم چه خدمت و چه عبادت و هرکار دیگری برا اینه که بتونیم جایگاهمون رو یش خدا بالاتر ببریم.

شما اگه یک رئیس جمهور خوب باشید و ازتون بپرسن یک نفر رو پیدا کن که جایگاهش از شما پیش خدا پایین تر باشه. کی رو انتخاب میکنی؟ آیا حاضری یک رفتگر رو انتخاب کنی؟

اینجاست که این مساله حل میشه که نباید خدمت را بهانه کرد برای رسیدن به برخی پستها (چه دولنی و چه تشکیلاتی) و اینکه ما میخواهیم خدمت کنیم و به خدا نزدیک شویم.

همچنین این نگاه نباید وجود داشته باشد به برخی انسان ها که جایگاه اجتماعی پایینی دارند.

خلاصه ماها یه وقتایی این مسائل ساده برامون حل نشده و ممکنه عمری در این اشتباه به سر ببریم که دلیلش هم تا اینجایی که بنده فهمیدم اینه که بچه تشکیلاتی ها خیلی هاشون قبل از ورود به تشکیلات در فضای شبیه به تشکیلات قرار نداشتند.

مثلا یه کی از رفیقام میگه من میختم رئیس جمهور بشم یا یکی دیگه میگه میخوام وزیر بشم و این یعنی که کاملا در اشتباهه بلکه باید گفت من میخوام آدم باشم که شاید یک زمانی لزوم آدمیت بنده این باشه که وزیر بشم.

پانوشت:

الان نزدیک کنگره جامعه اسلامی دانشجویانه و انتخابات شورای مرکزی.

نمیدونم چیه که همه احساس مسئولیت کردن و برا خدمت میان.

یه یاجی خوندم(دقیق یادم نیست یا تو صحیفه امام و یا حدیث از معصوم) : کسانی که دنبال مسئولیت می روند مشکل عقلی دارند یا دیوانه اند( نقل به مضمون).

رشاد

رشاد یک امت است.

کلمه ی امت حقا و انصافا لایق رشاد است.

رشاد جایی است که در آن سبک و مدل زندگی اسلامی را فرا می گیریم.

وقتی رشاد را با جامعه اسلامی مقایسه میکنم خدا رو شکر میکنم که اول عضو رشاد شدم.

جامعه اسلامی را با همه ی چیزهایی که به من داد و خیلی دوستش دارم به هیچ وجه نمیتوانم با رشاد عوض کنم. یعنی من بین رشاد و جامعه اسلامی دانشجویان در هر سطحی ٬رشاد را انتخاب میکنم.

و الان هم اکثر کارهایی که در جامعه اسلامی باید انجام دهم در راستای همون کارهای رشاده و این به خاطر مدیریت بسیار قوی رشاده.

اگر روزی سبک کاری رشاد رو بشود در جامعه اجرا کرد خیلی راحت و با سرعت زیاد به سمت تمدن اسلامی پیش میرویم.

از همین جا به رشادی هایی که خدا می داند خیلی دوستشان دارم خدا قوت میگم و دعا میکنم که تا پایان تابستان حرف شیخ ممد (بحث دبستانی ها..) درست نباشد و راه همچنان ادامه داشته باشد.

پا نوشت:

رشاد جایی برای رشد است در تمام زمینه ها ولی جاد...

مطهری اپوزیسیون یا عدم بصیرت؟

این مطلب در نشریه ۳۸ درجه به چاپ رسیده است.

روند موضع گیری های علی مطهری طی چند سال گذشته و واکنش های ایشان نسبت به مسائل کشور و دولت خصوصا در این دو سال اخیر را که مرور می کنیم ایشان را پرحاشیه ترین شخصیت سیاسی سال 90 می بینیم.

مواضعی که برخی از اصول گرایان او را از جریان اصول گرایی خارج دانسته و به مخالفت با او پرداخته اند.

ادامه نوشته

مظلومیت فرهنگ در جشنواره های فرهنگ و هنر

این مطلب در نشریه ۳۸درجه به چاپ رسیده است.

مساله فرهنگ جزو مسائلی است که عموما مورد بی توجهی مسئولین قرار می گیرد. و این امر  در دانشگاه ها نیز از این قاعده خارج نیست.

فرهنگ مجموعه ای جامع از پاسخ های ذهن اجتماعی انسان به نیازهای اساسی و روز مره است که تمام شئون زندگی انسان را دربر می گیرد. فرهنگ در درون جامعه شکل می گیرد و مهمترین عاملی که در شکل گیری آن دخالت دارد ،تفکر اجتماعی افراد جامعه است.

اگر فرهنگ شکوفا شود زیبایی های خود را در قالب هنر متجلی می کند.

ادامه نوشته

اپوزیسیون نشین ها

این مطلب در نشریه ۳۸ درجه به چاپ رسیده است.

"يك عده هم انقلابى مثبت بودند. حاضر بودند آبرويشان را هم خرج كنند. آن‌جايى كه فكر مى‌كردند وجودشان مى‌تواند كمكى بكند، با همه‌ى وجود حاضر بودند. اگر جبهه بود، يك‌طور؛ اگر دانشگاه بود، يك‌طور؛ اگر ميدان فرهنگى يا سياسى بود، وارد ميدان مى‌شدند. انقلابى منفى، خودش را از كار كنار مى‌گيرد؛ اما اگر يك وقت كارى هم به دستش افتاد، مثل آدمهايى كه هيچ كارى در دستشان نيست، حالت منفى‌بافى و شكل اپوزيسيون به خودش مى‌گيرد؛ كأنه در هيچ كارى مسؤوليت ندارد! انقلابى مثبت حتى اگر هيچكاره هم باشد، خودش را مسؤولترين افراد مى‌داند و وارد ميدان مى‌شود."

ادامه نوشته

38 درجه

این چند وقت کلا فراموش کردم که  در مورد آخرین ۳۸درجه تیر ۹۱ بنویسم.

از اول و آخر بستن نشریه ،اتفاق بود و پیشبینی!

نشریه که کاراش تموم شد من یه تحلیل در مورد جواب یه سوال دادم ولی بعد با خودم گفتم شاید اشتباه میکنم.

اون سوالو پرسیدم گفتم شاید جواب بگیرم. ولی تحلیل من کاملا درست بود و کسی جواب نداد.

البته سوال ساده بود ولی جواب رو هرکسی یا بهتر بگم هیچ کس نمیتونست بده.

سوال این بود که شباهت دوتا نشریه ی اسفند و  تیر چیه؟

البته این مساله اصلا اهمیت نداره چون این مسائل کاملا حل شده اند و روال معموله.

در مورد خود نشریه هم که بقیه باید نظر بدن خوب بود یا نبود.

من فقط مطلبایی که خودم نوشتم رو تو پست های بعدی میذارم.

علی ای همای رحمت

چند روزی یک مشکل و یک علامت سوال در ذهنم بود که حل نمی شد. تا اینکه این جمله از

امیرالمومنین را دیدم و سوال برایم آسان شد.

این جمله یک معیار بسیار خوب است برای سنجش انسان ها و برای اینکه خیلی ها که خیلی از شرایط را دارند و خوب می نمایانند را به راحتی کنار بزنی و با خطکش این معیار رد کنی.

امیرالمومنین حضرت علی(ع):

"آن آدمى كه وقتى حق را به او مى‏گويى دشوارش مى‏آيد و ناراحت مى‏شود كه چرا حق را گفتى، عمل كردن حق براى او سخت‏تر است."

اما هنوز باید بیشتر به دنبال برخی معیارهای اینچنینی بگردیم که مو را از ماست بیرون می کشد و تمام شبهات را برطرف می کنند.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

تحلیل

تو این چند وقته دارم تمرین میکنم تا قدرت تحلیلم بالا بره.

همه چیز رو تحلیل می کنم و نظر می دم بعد می بینم که اتفاق افتاده یا نیافتاده.

آخرین چیزی که تحلیل کردم رفتار جنبش دانشجویی و اینکه علت این رفتار در برخی افراد چیه؟

علت اینکه میخواستم رفتار جنبش دانشجویی رو تحلیل کنم این بود که تو جلسات مختلف  

باهاشون برخورد داشتم.

تحلیل من این بود ،یکی از بزرگترین اشکالاتی که باعث این رفتار می شود این است که این افراد با دید سطحی به مسائل کشور(حتی با دید سطحی نسبت به مسائل روزمره و حرف ها) نگاه می کنند.

یعنی به عبارتی رسانه های کشور به راحتی در دانشجویان جریان سازی می کنند.

تحلیل و نگاه سطحی به مسائل یعنی اینکه با دیدن دو تا دلیل یا حرف نسبت به اون مساله موضع گرفتن.

همینطور تو فکر تحلیلم بودم تا اینکه دوستم گفت آقا تو دیدار گفت:

به مضمون:دانشجو نباید آنقدر سطحش پایین باشد که  اخبار رسانه ها به راحتی رویش تاثیر بگذارد.

حداقل تو این مدت فهمیدم که اگه مبنا و معیار برا کار داشته باشی میشه خیلی چیزها رو تحلیل کرد.

خدارو شکر تا الان مبنا و معیارای خوبی انتخاب کردم.

آرمیتا

دختر شهید رضایی نژاد رو که میبینم بهش غبطه میخورم ُبه رابطه اش با حضرت آقا...

به اینکه مادرش از رفتار متفاوت دخترش با آقا نسبت به سایر افراد.

به اینکه مادرش میگفت درسته آرمیتا پدرش رو از دست داد ولی خیلی چیزای دیگه رو بدست آورد و اینجاست که خدا اگه یه در رو ببنده هزارتا در رو باز میکنه.

دست بچه های صداو سیما درد نکنه انصافا کارشون قشنگ بود با مستندی که ساختن(آرمیتا مثل پری) انشاالله این روندشون ادامه داشته باشه.

آرمیتا مثل پری/ بخش اول

بخش دوم

این ترانه رو هم حامد زمانی خونده:

آرمیتا

انصافا اهل هنر دارن خیلی قشنگ کار میکنن خدا حفظشون کنه.

پانوشت:هنوز به دنبال هنر متعهد میگردم...

یک انقلاب عفیف در آنسوی جهان

امروزه گرایش زنان در غرب به اسلام و حجاب نشان گر این است که تحت هر شرایطی نمی توان فطرت پاک انسان ها را از بین برد و این موج حجاب خواهی در غرب نشانگر این امر است که در طی ۱۰۰ سال گذشته هویت زنان به طور کلی نابود گردیده است هرچند دنیای غرب پس از فهمیدن این موضوع سعی بر این داشت تا با دخالت زنان در برخی از امور از جمله پست های دیپلماتیک این اشتباه خود را بگونه ای جبران کند ولی امروزه در غرب زنان دچار مشکلات عدیده روحی و روانی هستند.

خود دیگران و جهان را به چالش بکشید