سرمقاله در جاد/هفته سوم آبان/
"مرگ بر ایران" در سیاست خارجی امریکا نیز وجود دارد!؟
امروز فضایی در جامعه به وجود آمده و این سوال را در اذهان ایجاد کرده که حال که دولت نظر به مذاکره با ایالات متحده امریکا را دارد چرا مردم و یا در تربیون هایی مثل نماز جمعه باید شعارهایی خلاف جربان مذاکرات داده شود.
فرق تریبون نماز جمعه ،راهپیمایی ،مجلس و ... با تریبون دستگاه وزارت خارجه چیست؟
آیا نباید همه ی این تریبون ها در یک راستا سخن بگویند و موضع بگیرند؟
آیا موضع ضد امریکایی در تریبون های مختلف سبب تضعیف دستگاه وزارت خارجه و تیم مذاکره کننده نمی شود؟
و سوال های دیگری در این زمینه که سبب شده این فضا را به وجود بیاورد و بسیاری سردرگم بمانند.
برای پاسخ به سوال های بالا لازم است رفتارهای دستگاه وزارت خارجه امریکا و تیم مذاکره کننده و سیاستمداران آنها را بررسی کنیم. مسلما در کشور امریکا نیز تریبون های مختلفی وجود دارد که می توانند در قبال مسأله مذاکره با ایران موضع گیری کنند.
در اولین دور از مذاکرات ژنو همه شاهد بودیم که خانم وندی شرمن ، معاون وزارت امورخارجه آمریکا و رئیس هیئت مذاکره کننده آمریکا دربرنامه اتمی ایران ،طی سخنانی درکمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفته است " فریبکاری بخشی از ژن ایرانیان است".
این سخنان به ما می گوید که ما اعتمادی به ایران نداریم در صورتی که در مذاکرات حرف های دیگری مثل اعتماد متقابل زده میشد.
همچنین شلدون آدلسون سرمایهدار یهودی آمریکایی یکی از ثروتمندترین افراد جهان و از بزرگترین حامیان مالی حزب جمهوریخواه آمریکا در اظهار نظری غیر منتظره در 22 اکتبر 2013 در دانشگاه یشیوا گفت رییس جمهور آمریکا باید اول به ارتش دستور بدهد یک بمب اتمی بر روی کویر ایران بیندازد.
آدلسون در میزگردی در دانشگاه «یشیوا» در 22 اکتبر 2013، گفت که آمریکا باید در مورد برنامه هستهای ایران جدیتر باشد. مناقشه از آنجا آغاز شد که او گفت: «شما گوشی تلفن را برداشته و با جایی در نبراسکا تماس گرفته و میگویید: «بسیار خوب، پرتاب کنید» و سلاحی اتمی توسط موشکهای بالستیک در میان صحرا اصابت کرده و به هیچ کس جز چند مار زنگی یا عقرب یا شبیه آن آسیبی نمیزنند.
در جایی دیگر می بینیم که پس از گفتگوی تلفنی میان رئیس جمهور کشورمان و آقای اوباما ،دوباره مسأله همه گزینه ها روی میز است بیان می شود که با وجود روند مذاکرات برای حل مشکلات باز هم مساله ی حمله نظامی به عنوان تهدید مطرح می شود.
این عملکرد در سیاست خارجی امریکا از این جهت قابل تأمل است که موضع قدرت امریکا نشان داده می شود و باعث می شود وقتی سیاستمداران امریکایی پشت میز مذاکره می نشینند دستشان پر باشد و بتوانند کمتر امتیاز بدهند و بیشتر امتیازبگیرند.
البته این نکته در سیاست خارجی را ،سیاستمداران امریکایی (برخلاف برخی سیاستمداران ایرانی) به خوبی می فهمند و در جهت منافع ملی کشورشان موضع گیری می کنند.
این قضیه برای کشور ما هم کاملا همینطور است که هرچه مردم و بقیه ی سیاستمداران از موضع قدرت با امریکا سخن بگویند و شعارهای ضد امریکایی سر بدهند دستگاه وزارت خارجه کشورمان و تیم مذاکره کننده با دست پرتری می توانند پای میز مذاکرات بنشینند و از منافع کشور عزیزمان دفاع کنند.
علت این قضیه هم این است که وقتی طرف مقابل ببیند که مردم و بقیه سیاستمداران چه موضعی دارند دیگر در برابر سیاستمداران کشور ما نمی تواند از موضع قدرت صحبت کند.