صحبت از آرمان که می شود ذهن ها می رود به سمت خیال بافی و کارهای محالی که دور از ذهن و غیر قابل دسترس هستند.

مساله آرمان به دور از این چیزهاست.

برای شکل گرفتن کامل آرمان در یک فرد مسائل مختلف و گوناگونی تاثیر گذار است تا این آرمان ابتدا شروع شود و سپس شکل بگیرد.

آرمان به دلایل مختلفی در انسان شکل می گیرد:

برخی مربوط به طبیعت جوانی ست، برخی مربوط به پیشرفت هایی ست که بدست آمده، برخی به دلیل ناکامی هایی که وجود دارد و برخی مربوط به آرزوهایی ست که نظام جمهوری اسلامی برای ما ترسیم کرده است.

حال که آرمان به هر دلیلی در انسان شکل می گیرد نکته ای که وجود دارد همه در مورد آرمان و آرمان گرایی یک طور فکر نمی کنند.

یک دسته از افراد که اصلا آرمان ندارند و دچار روزمرگی اند، دسته ی دیگر آرمان دارند ولی زود مأیوس می شوند، دسته ی دیگر آرمان های خوبی دارند ولی راه را بلد نیستند و دسته ی دیگر،هم آرمان دارند وهم پای آرمان هایشان ایستاده اند وبرای رسیدن به آن ها کوتاه نمی آیند و کار می کنند.

اینکه ما بیاییم در مقابل آرمان گرایی واقع بینی را مطرح کنیم ،وآرمان ها را کناربگذاریم به بهانه ی واقع بینی این کمال غفلت است؛ بگوییم که واقعیت این است که این کار نشدنی است و آرمان داشتن نسبت به تحقق آن امری بیهوده و محال است، در ابتدای هر کار بزرگ انتهای قله را که دیدیم بگوییم واقعیت این است که انجام این کار غیر ممکن است.

به روشنی می یابیم که آرمان گرایی واقعیت ها را در جامعه می سازد و بزرگترین واقعیت و قانون زندگی این است که واقعیت ها به سمت آرمان ها تغیر می کنند و بدون آرمان نه می شود درست زندگی کرد ونه تلاش انسان منظبط می شود.

آرمان است که به تک تک گام های ما در راه رسیدن به هدف نظم می بخشد و جهت می دهد و موجب می شود تا در طول راه رسیدن به هدف خسته و گمراه نشویم.

آرمان است که وقتی اراده ی انسان در انجام امور سست می شود، و احساس یاس گریبان آدمی را می گیرد، این سستی و یاس را از بین می برد.

به تعبیری آرمان مطلوب ترین حالت هدف است.

هرچند این تعبیر، به تنهایی نمی تواند آرمان را توصیف کند و ابعاد آن را دربر گیرد ولی قسمتی از معنای آرمان را به خوبی منتقل می کند.

نکته ی دیگری که در مقوله ی آرمان تاثیر گذار است صبر وتحمل است به گونه ای که،

آرمان خواهی هر انسان مستوجب صبر بر رنج هاست، یعنی یک انسان تا چه اندازه می تواند برای رسیدن به آرمانش صبر وتلاش داشته باشد و اندازه این صبر و تلاش رابطه ی مستقیم دارد با بزرگی و کمال آرمان.

اینطور که به مقوله ی آرمان نگاه می کنیم آرمان خواه ترین فرد عالم هستی را حضرت رسول می یابیم، چرا که آن بزرگوار آنقدر پای آرمان هایش می ایستد، آنقدر برای رسیدن به آرمان هایش تلاش می کند و آنقدر به خاطر آرمان هایش رنج می برد که خداوند در قران خطاب به او می فرماید: " طه . ما انزلنا علیک القرآن لتشقی " .

اسلام پرچمی را برافراشت که تمام آرمان های انسانی در پای این پرچم قابل برافراشته شدن است و هر کس بخواهد می تواند در پرتو اسلام آرمان هایش را تحقق بخشد.

این پرچم امروزه در نظام جمهوری اسلامی برافراشته شده است.

آرمان گرایی یعنی ترسیم آینده ای با خصوصیاتی که دوست داریم.

مثلا آرمان گرایی در مورد نظام جمهوری اسلامی این است که ما کشوری می خواهیم که پیشرفته باشد و مردم آن دانشمند، بیدار و زنده باشند، غفلت زده و خواب آلود نباشند، کشور برخور دار از عدالت باشد و عدم حاکمیت طبقه ی اشراف وجود داشته باشد.

و یا وقتی می گوییم آرمان ما در دانشگاه تولید علم است یعنی روزی را می بینیم که تمام علوم از ایران منتشر می شوند و تمام کتاب های علمی دنیا به زبان فارسی ست.

به سراغ آرمان های انقلاب که می رویم خیلی چیزها را می بینیم.

عدالت اجتماعی، عدم حاکمیت اشراف، تحقق مجلس و دولت باب نظام اسلامی و.... .

ولی در بین همه ی این آرمان ها یک آرمان وجود دارد که جامعیت آن از همه بیشتر است واهمیت بیشتری هم دارد.

مهمترین آرمان انقلاب این است که انقلاب آمده تا طاغوت را از تمام لایه های زندگی انسان بیرون کند و نگذارد که انسان گرفتار انواع واقسام طاغوت ها شود.

طاغوت هایی که به اشکال مختلف در زندگی انسان وجود دارند.

وقتی به کلام خدا مراجعه می کنیم و معنای طاغوت را در آن جسجو می کنیم ، می بینیم که طاغوت در کلام قرآن یعنی هرآنچه غیر خداست.