فردا همه ی سروصدا ها و هجمه ها و حرف ها و حدیث ها تمام می شود.

فردا ملت ایران است که حرف اول را می زند.

فردا من و تو و ما پیروزیم.

فردا را دوست دارم چون که میخواهم شادی رهبرم را ببینم.

وقتی دیروز صحبت کرندش را گوش میدادم متوجه ناراحتی اش شدم.

ناراحتی ازما!

ناراحتی از کسانی که خود را بصیر و آگاه و عمار می دانند!!!!

انگار دلش گرفته بود. شاید هم من توهم زدم ولی باز مطمئنم که ناراحت بود و ناراحتی اش از ما بود.

یک ماه و نیم زندگی در سختی ولی با آرامش(البته آرامش نسبی).

یک ماه و نیم تحمل تهمت و دروغ و غیبت!!!!!!!!!!!!

یک ماه و نیم متهم شدن به انواع و اقسام تهمت ها.

بی بصریت ، بستن با یک کاندیدا ، دنباله رو بودن ، نداشتن آزادگی ، بی قانونی ، پول یا وعده گرفتن از یک کاندیدا ، استفاده از بیت المال ، تاسف خوردن و ... .  اینها همه ی چیزهایی بود که میشنیدم در این یک و نیم ماه.

نکته ی اول: خدا می داند که هیچ کدام از اینها نبوده و انشاالله هیچ وقت نخواهد بود.

نکته ی دوم: اینها را زبان کسانی می شندیم و کسانی می گفتند که با خیلی هاشان ارتباط داشتم و مرا می شناختند ولی نمیدانم چی باعث می شود که یادشن برود و این حرف ها بر زبانشان جاری شود.

البته گاهی دلم می گرفت از نامردی بعضی شان و گاهی دلم شاد می شد از مردانگی بعضیشان که راست به خودم میگفتن تو پول گرفتی یا وعده یا ... و من هم جواب میدادم.

نکته ی سوم: همه ی اینها تجربه ای خوب بود و شیرین و تلخ...

و نکته ی چهارم : همه ی این  حرفها و افردشان را همین الان بخشیدم و برایشان دعا می کنم.

انشاالله تجربه ای شود برای بعدها و صحنه ها و عرصه های بعدی که مورد آزمون الهی قرار می گیریم.

هرکس هم هر کاندیدایی را که انتخاب کرده اگر با حجت عقلی باشد او بازی را برده است و پیش خدا سربلند است.

پ ن :

بعدا  گیر ندهید که چرا نگفت حجت شرعی و گفت حجت عقلی.

در علم اصول (دروس حوزه) وقتی حجت عقلی برای چیزی باشد همان است و حجت های شرعی از حجت عقلی استنباط می شوند.

و در کل حجت عقلی حرف آخر را می زند.

البته که حمایت این شخص و آن شخص برای ما حجت شرعی محسوب نمی شود.