"راه حق جز به مظلومیت نیست!؟"

این جمله را وقتی جایی خواندم خیلی برایم عجیب بود.

انگار مدت ها بود دنبالش میگشتم!!!!!!

این را پناهیان در جایی گفته بود.

با خودم که فکر می کنم و به حوادث می نگرم جز این نمیبینم.

حضرت علی را که وقتی در محراب مسجد به شهادت رسید گفتند که مگر علی نماز می خواند!؟

فرزندش امام حسن(ع)را که جسدش را تیرباران کردند.

امام حسین(ع) را که با دعوت خود می آورند به کوفه و بعد سرش را از تن جدا می کنند.

و ...

و حضرت حجت را که سال ها منتظر تنها ۳۱۳ یار است!؟

و البته این فقط برای معصومین نیست!

هرکس که راه حق را برود باید مظلومیتش را نیز بکشد.

وقتی در کتاب "داستان سیستان" امیرخانی میخوانی که چگونه رهبر انقلاب سفر می کند ،چگونه به مشکلات مردم توجه می کند ،چگونه تنها در عرض ۲۴ ساعت به نامه های مردم در سفرهایش جواب می دهد ،چگونه محافظانش از سنگینی بیسیم های بزرگ و قدیمیشان رنج می برند و بیت پول ندارد که نوی آنها را بخرد ،چگونه غذاهایی بر سفره می آورند و مقایسه سفر رهبرانقلاب با یکی از مسئولین رده سوم توسط امیرخوانی و ... میبینی که آری واقعا راه حق جز به مظلومیت نیست.

و البته که کمتر رسانه ای اینها را نشر داده است تا برخی به راحتی و با کمال گستاخی از خرج های میلیاردی و هزینه های میلیاردی از بیت المال توسط رهبر انقلاب دم بزنند.

وقتی صفحات کتاب (داستان سیستان) را می خوانی جز اشک نمیتوان پاسخی به ورق های آن داد...

پ . ن :

راه حق جز به مظلومیت نیست.

سعی کنیم حداقل ما باعث این مظلومیت نشویم یا به این مظلومیت کمک نکنیم.