اسکار به چه بهایی؟
دیگری جوایزبین المللی و داخلی را دریافت می کرد ودر همین آخرهم دو
جایزه ی گلدن گلوب و اسکار را کسب نمود.
خیلی ها از اینکه برای اولین بار یک ایرانی توانسته است اسکار را کسب
نماید ابراز خوشحالی کرده و پیام های تبریک خود را به سمت آقای فرهادی
روانه کردند.
خیلی ها هم به جای پیام تبریک، "یک جدایی " را مورد انتقاد شدید قرار دادند.
وقتی که آقای فرهادی جایز ی گلدن گلوب را دریافت کرد هم از داخل و هم از
خارج کشور مورد تمجید قرار گرفت، از وزارت فرهنگ و ارشاد آقای
شمقدری(معاون امور سینمایی)، و از وزارت امور خارجه امریکا خانم ویکتوریا
نولاند(سخنگوی وزارت خارجه امریکا) به ایشان پیام تبریک دادند.
یادمه همون موقع یک دانشجو نامه ای به آقای فرهادی نوشت که توی نامه ذکر
کرده بود" آقای فرهادی اگر علیرضا (پسر شهید احمدی روشن) بزرگ شود واز
شما سوال کند که وقتی رفتید کنار قاتل های پدرم چرا ازآنها نپرسیدید برای چی پدرم
را کشتید ؟" شما چه جوابی میدهید؟
آقای فرهادی وقتی که جایزه گلدن گلوب را از دستان مدونا(خواننده و بازیگر
امریکایی) گرفت، خطاب به همه ی افراد حاضر در جلسه گفت که ما ایرانی ها
مردمی صلح جو هستیم.اصغر فرهادی این جمله را وقتی بیان می کند که ایران
تحت تحریم های شدید قرار گرفته، زمانی که اسکار سازان "یک جدایی"، مدام
فریاد می زنند که در تقابل ایران "همه گزینه ها روی میز است" و باید
فرماندهان ایرانی را ترور کرد و زمانی که حکومت سلطنتی انگلستان می خواهد
ریشه ملت ایران را بِکند، و جمهوری اسلامی ایران نسبت به تهدیدهای غرب
موضع گیری عزتمندانه و مقتدرانه می گیرد و آیا این همان صلحیست که معاویه
در مقابل فریاد حق خواهی امام مظلوممان، حسن بن علی (ع) در بین مردم جار
می زد؟
بعد از دریافت گلدن گلوب زمزمه ها برای دریافت اسکار شروع می شود و کم کم
قوت می گیرد تا اینکه "جدایی نادر از سیمین " اسکار بهترین فیلم غیر
انگلیسی زبان را دریافت می کند.
دوباره پیام های تبریک از یک طرف و نامه های انتقاد از طرف دیگر به سوی
آقای فرهادی روانه می شود ولی اینبار پیام های تبریک بیشتر است و
محتوایشان هم کم و بیش یکی است.
خانم نولاند می گوید :"این فیلمی است که واقعا به دنیا تصویر با ارزشی از
زندگی در ایران را ارائه می کند"
آقای شمقدری می گوید:"قضاوت آمریکایی در مقابل فرهنگ ایرانی سر تعظیم فرود آورد"
وقتی فیلم "جدایی نادر از سیمین" را نگاه می کنیم در آن دروغ ، تهمت ، شک
کردن به انسان ها را به وضوح می بینیم وتصویری روشن از تنش ، نفاق در
جامعه ایران را نشان می دهد. نکته جالب توجه اینکه در طول 33سال از عمر
پربرکت انقلاب، تحریم های سنگین غرب و امریکا روند خصمانه ای به خود
گرفته است و امت اسلامی ایران بارها در انتخابات های متفاوت و راهپیمایی
ها و با پیشرفت های علمی، فناوری و ... ثابت کرده است که تحریم ها بی اثر
است و در همین حین "یک جدایی" دارد نشان می دهد که تحریم وضعیت نابسامانی
را در زندگی روزمره ایرانی ها گذاشته و تا حدی موثر بوده که بنیان های
قوی خانوادگی در ایران را متلاشی می کند.
فیلم "یک جدایی" و سابقه ی متبوع اصغر فرهادی نشان از این دارد که نباید
به اتفاق، حادثه و حتی شخصیت ها و سوگند یاد کردن ها اعتماد کرد، این
نکته در فیلم "درباره الی" و قبل ترش هم صادق است و این همان چیزی است که
امریکا و سلطه استکبار با استفاده از غول های رسانه ای خود سعی می کند به
امت ایران و دنیا ثابت کند که هیچ اعتمادی به ایران وجود ندارد نه به
جامعه و نه به مردمش. شاید ترویج شکاکیت در فیلم های اصغر فرهادی این کد
را ارسال می کند که فتنه سبز راست می گفت!!!که ایران دروغ می گوید که
مردم ایران راست نمی گویند!
سایت اسکار هم دلیل اعطای جایزه به فیلم" یک جدایی" (نام بین المللی
جدایی نادر از سیمین) را بررسی عمیق کدهای اجتماعی و مذهبی ایران، توسط
آقای فرهادی بیان می کند.
همچنین آقای فرهادی در هنگام دریافت اسکار بیان کرد که این می تواند یک
فرصت برای جشن فرهنگ باشد که در زیر گرد و غبار سیاست پنهان شده است.و
باید پرسید فرهنگ ایران چیست که گم شده است؟ و پاسخ فرهادی در لابه لای
حرفهایش آشکار است.
و فرهادی این جایزه را با افتخار به مردم کشورش تقدیم کرد.
در بین همه ی پیام ها پیام خانم نولاند از همه جالب تر بود چون هم به
فرهنگ ایران که در فیلم نشان داده شده اشاره می کند و هم به مردم ایران
می گوید که حساب شما از دولت و نظامتان جداست و این همان "یک جدایی" است.
و کلام آخر اینکه یاد پیرجماران (ره) زنده باد، که می فرمود هرگاه دشمن
از شما تمجید و تعریف می کند راه را اشتباه رفته اید.
مسئولین محترم نیز که به اصطلاح جزو نخبگان به شمار می آیند گویا که حرف های امام راحل را فراموش کرده اد و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
مسئولین وزارت ارشاد هم که گویی با فرهنگ غنی اسلامی بیگانه اند و فرهنگ غرب را ترجیح می دهند و با ترویج آن مشکلی ندارند و نتیجه اش این می شود که در یکی از کانون های زاده ی دوران اصلاحات، که در ساختمان امور فرهنگی دانشگاهمان قرار دارد ،با افتخار می نویسند که باید سر تعظیم فرود آورد به خاطر یک جدایی..